چاپ خبــر
جهان 2

قوم برتر (نامه آخر)

اعتباری که آن مرد فروشنده به من کرد سرمایه اش یک عمر خوش حسابی و پاک دستی گذشتگان من است… بله، منکر نمی شوم قومیت باعث گرایش انسان به برخی عادات و صفات است اما در نهایت انسانیت و تعالی انسان هاست که حرف اول را می زند… و اینکه آیا من راه گذشتگانم را ادامه می دهم و اعتبارم سرمایه ی آیندگانم خواهد شد یا خیر؟

پیشنهاد سردبیر: قبل از مطالعه این نامه، با کلیک روی هر یک از لینک های زیر نامه های قبل را مطالعه کنید.

قوم برتر(نامه اول) قوم برتر(نامه دوم) قوم برتر(نامه سوم) قوم برتر(نامه چهارم)  قوم برتر(نامه پنجم)  قوم برتر(نامه ششم)  قوم برتر(نامه هفتم)  قوم برتر(نامه هشتم) – قوم برتر(نامه نهم)

مدیر مسئول محترم سایت پونه زار و خوانندگان عزیز سلام علیکم

اگر بخاطر داشته و خواننده ی مطالب قبلی باشید در بخش پایانی نامه ی قبل چند سوال قید کرده بودم. پاسخ به این سوالات روشنگر حقیقتی تلخ در میان ما انسان ها نه فقط از اقوام ساکن در منطقه ی فریدن و فریدون شهر که در میان تمامی نوع بشر ساکن در کره ی زمین است. و آن حقیقت تلخ این است که هریک از انسان های روی کره ی زمین خود و قوم و قبیله اش را برتر از دیگران می داند… این امر شاید کم و زیاد داشته باشد اما به هر حال در وجود هر انسانی اندکی از این باور هست…

اما آیا استثنایی هم دارد؟ بله بدون تردید استثنا دارد… یعنی هستند کسانی که هیچ برتری نسبت به دیگران در خود احساس نمی کنند و چه انسان های بزرگی هستند این انسان ها… همه ی شما خوانندگان عزیز حکایت آفرینش آدم و سجده ی فرشتگان بر او و اینکه شیطان سرپیچی کرد را می دانید.

دلیلی که شیطان آورد را هم می دانید: او از خاک است و من از آتش… من که آفریده از آتشم بر او که آفریده از خاک است سجده کنم؟ ببینید گواینکه شیطان اولین موجودی است که دچار تعصب نژادی می شود… اینطور نیست؟ نژاد من از آتش است و نژاد آدم از خاک…

این جمله به صدها صورت دیگر در میان ما انسان ها تکثیر و پخش شده است… او از نژاد سیاه است و من از نژاد سفید نتیجه = آپارتاید … او ارمنی است و من عثمانی نتیجه = کشتار ده ها ارمنی توسط امپراتوری عثمانی … او بوسنیایی است و من صرب نتیجه= کشتار هزاران زن و کودک بوسنیایی… آریایی قوم برتر است و دیگر اقوام پست . نتیجه = برافروختن جنگ جهانی توسط هیتلر … با اندیشه در بحث بالا آیا نباید گمان کنیم این برتری جویی ریشه در یک تفکر و تصور شیطانی دارد؟

واژه ی عربی غرور که ما از آن به معنای تکبر استفاده می کنیم معنای دیگری هم دارد… غرور یعنی فریب… و فرد مغرور کسی است که دچار فریب شده است… با این وصف کسی که تکبر می ورزد دچار خودفریبی است… خودش را فریب داده که من از همه سر و بالاتر هستم… و این غرور چه آتش ها که بر روی این کره ی خاکی نسوزانده است… اما به راستی برتری در چیست؟ برتر کیست؟ چرا بعضی انسان ها برتر هستند؟

آیا کاشف بیماری سل، کاشف داروی پنی سیلین، کاشف الکل، دانشمندی چون ابن سینا ، فیلسوفی چون هانری کربن ، مهاتما گاندی ، جواهر لعل نهرو ، نلسون ماندلا و انسان هایی برتر از این دست به تبع قوم و رنگ پوست و ملیت و زبان خود برترند؟ کمی بالاتر برویم؟ آیا پیامبرانی چون عیسی مسیح و موسی و نوح و خاتم آنها محمد مصطفی بخاطر قومیت و ملیت خویش برترند؟ آیا امامان معصوم و آخرین ذخیره ی الهی حضرت مهدی ( عج الله تعالی فرجه ) بخاطر انتساب به بنی هاشم و قریش برگزیده ی الهی هستند؟ اگر اینچنین است قریش که زاد و بومش عربستان است…پس چرا امروزه در عربستان پیروان مذهب تشیع را به هربهانه تحت ظلم و ستم و زندان و اعدام قرار داده اند؟

دوست عزیزی با عنوان « نام و نام خانوادگی » به بنده تاخته بود که نامه هایت را جمع کن و بفرست جزیره ی برمودا و بگذار مردم زندگی شان را بکنند… بنده نمی دانم این دوست عزیز نظرات ذیل خبری که مربوط به دکتر ترکی بود http://pounezar.ir/50387/ را خوانده اند یا خیر. اصل خبر مربوط به برنامه های ملی آب و … است اما نظرات بیشتر دعوای قومی است… من کاری به صحت و سقم مطالب نماینده محترم ندارم که گذشت زمان بهترین قاضی است اما بحثم این است که این کشمکش های قومی فرصت کوچکترین توجهی به اصل خبر نداده… ذیل خبر های کوچ عشایر بختیار http://pounezar.ir/50648/ ، خبر پیوند مهربانی با طبیعت بر فراز تپه تتشویلی فریدونشهر http://pounezar.ir/49801/ و برخی دیگر از خبرهای سایت پونه زار را هم ببینید… شاید آن وقت با بنده هم عقیده شوید که این کشمکش های بی نتیجه ی قومی درد است… درد است… دردی عمیق و زخمی بر پیکر انسانیت که ظاهرا عده ای دوست دارند همواره این زخم سرش باز باشد و روح و جان انسانیت را عذاب دهد.

چند خاطره ی کوتاه نقل کنم؟ ۱- به خاطر ماموریت کاری گذرمان افتاد به روستای دورک… مقداری کنسرو و نان و دیگر خوراکی ها را با خودمان برده بودیم… آقایی آنجا بود از عزیزان بختیاری… وقتی هنگام ناهار خواستیم از کنسروهای خودمان غذا آماده کنیم با حالت قهر و عصبانیت خاصی آمد و با گویش بختیاری گفت: مگر من مرده ام که شما بیایید دورک و غذای خودتان را بخورید؟ و بعد به زور ما را به خانه اش برد و از دو مرغ و خروسی که داشت یکی را سر برید و برای ما کباب کرد… وضع زندگی این مرد حکایت از فقر اقتصادی اش داشت اما رفتارش انسانیت محض بود…

۲- در اصفهان دنبال تعمیر قطعه ای بودم… آدرس به آدرس مرا به یک مکانیک ارمنی راهنمایی کردند… فکر می کردم چون تنها کسی است که می تواند این کار را انجام دهد هزینه ی زیادی می گیرد… اما او در نهایت انصاف با دستمزدی اندک قطعه را برایم تعمیر کرد…

۳- در دوران سربازی چند دوست داشتم که اصالتا ترک بودند… بهترین خاطرات دوران سربازی من بودن با این دوستان است… در حالی که نه هم زبان بودیم و نه همشهری…

۴- رفته بودم بازار اصفهان برای خرید شلوار… فروشنده شلواری را برایم آورد و من هم پوشیدم و پسندیدم… بعد دست در جیبم کردم و گشتم دنبال پول و تازه فهمیدم صبح که پیراهنم را عوض کرده بودم پول و مدارکم در جیب پیراهن قبلی مانده بود… فروشنده متوجه شد پول ندارم… از من پرسید بچه کجایی؟ گفتم فریدونشهر… گفت : گرجی هستی؟ گفتم بله… گفت بردار و برو… هر وقت گذرت این طرف ها افتاد پولش را برایم بیاور.

دوستان ، برادران و خواهران خوب من… آبرو ، عزت ، اعتبار و انسانیت هر انسان تنها و تنها در گروی انسانیت اوست… اعتباری که آن مرد فروشنده به من کرد سرمایه اش یک عمر خوش حسابی و پاک دستی گذشتگان من است… بله، منکر نمی شوم قومیت باعث گرایش انسان به برخی عادات و صفات است اما در نهایت انسانیت و تعالی انسان هاست که حرف اول را می زند… و اینکه آیا من راه گذشتگانم را ادامه می دهم و اعتبارم سرمایه ی آیندگانم خواهد شد یا خیر؟ سوالی است که پاسخ دادن به آن بسیار سخت است.

و اما نتیجه ی پایانی این ۱۰ نامه : چند سالی است رهبر انقلاب بحث تمدن نوین اسلامی را مطرح کرده اند… اندک مطالعه ای در آموزه های دین اسلام، احادیث و روایات بزرگان دین، سیره و سبک زندگی بزرگان دین و بیش از همه کتاب آسمانی اسلام تردیدی باقی نمی گذارد که دین اسلام همتایی ندارد… ما چه بخواهیم و چه نخواهیم… چه خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید… چه اسلام را دین عرب بنامیم و چه دین تمامی انسان ها… امروزه آمار حکایت از حقیقتی عجیب دارد و این حقیقت عجیب موج گرایش جوانان سرتاسر دنیا به دین اسلام است… البته آسیب هایی بر سر راه است و با تاسف باید گفت گاهی جوانی که در کشورهای غیر مسلمان شیفته ی اسلام می شود جذب جریان های تکفیری چون وهابیت و سلفی ها و داعش و دیگر گروه های ساخته و پرداخته ی صهیونیسم جهانی می شود که تنها پوسته اش اسلام است و تمامی مغزش کفر است و الحاد… اما در کنار همه ی اینها اسلام رو به گسترش است… وعده ی خداوند حتمی است و حکومت نهایی از آن اسلام است…

تمدن نوین اسلامی تعریفی عمیق اما بس زلال دارد… در تمدن نوین اسلامی اصل بر برابری انسان هاست و آنچه دیدگاه خداوند است در مورد انسان … رسیدن انسان به تعالی… به مقام واقعی خویش… به مقام خلیفه الله… اما چگونه می توان به تحقق تمدن نوین اسلامی رسید؟ درب های بسته ما را به هیچ تمدنی نمی رساند… چه باید کرد؟

باید دست به قلم شد… باید از اندیشه گفت باید اندیشه ی برتر ، علم برتر، تکنولوژی برتر را جستجو کرد… طبق حدیث : علم اگر در چین هم هست آن را طلب کنید، باید علم را طلب کرد… اینجا دیگر معیار و ملاک قومیت و قبیله و ملیت نیست… تمدن نوین اسلامی در نوردیدن تمامی تعلقات اینچنین است و رسیدن به جهان وطنی اسلامی…

جهان وطنی مادی رسید به سازمان ملل متحد و سازمان حقوق بشر و دیگر سازمان ها که امروز بانکی مون با نهایت ذلت بگوید از سر فشار برخی کشورها مجبور شدیم عربستان را از لیست سیاه در بیاوریم… عربستانی که درست در مقابل چشمان همین سازمان های بین المللی زنان و کودکان یمنی را به بمب و موشک بست…

جهان وطنی مادی پشت دیوار بزرگی بنام وتو گیر افتاده و از آن خلاصی ندارد… اما تمدن نوین اسلامی یا همان جهان وطنی اسلامی پشت هیچ دیواری گیر نمی کند و با هیچ قدرتی تعارف ندارد که تمامی قدرت ها متعلق است به انسانی که خلیفه ی خداست بر روی زمین… انسان متعالی ، انسان باتقوا ، انسان کامل ، از هر قومی و از هر نژادی و از هر ملیتی…

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست و سخن پایانی بنده : دوستان برادران و خواهران خوب من، شاید این نظر شخصی بنده بوده و اشتباه باشد… اما بنده بر این باور هستم که یکی از راهکارهای عمده ی برون رفت شهرستان ما از وضع موجود اتحاد همه ی ساکنین این شهرستان حول محور اسلام و عقلانیت و اندیشه است… اتحاد می تواند باعث توسعه ی خرد و اندیشه در میان مردم و تعالی فرهنگ عمومی و نهایتا حرکت به سوی تعالی نهایی باشد که هدف از خلقت انسان نیز همان است.

مطمئنم با کمی تحمل و با کمی صبوری می توان به وحدت و آرامش رسید… از اینکه مدتی با نوشته های بنده همراه بودید کمال تشکر را دارم … نهایت تلاشم را کردم به احدی از شما عزیزان بی احترامی نکنم و حرمت اقوام شهرستانم را هم حفظ کنم… به هر تقدیر اگر جایی از کلامم تلخی داشت حلال کنید و نهایتا اینکه: از خدا می خواهم همه ی شما عزیزان ، برادران و خواهران دینی من موفق و سربلند و پیروز باشید… و باز از خدا می خواهم فریدونشهر همچنان جزو امن ترین شهرهای دنیا باشد… رو به پیشرفت و آبادانی بگذارد و مردمانش بهترین مردمان و گرامی ترین مردمان نزد خداوند باشند به مصداق این آیه ی شریفه که : همانا گرامی ترین انسان ها نزد خداوند با تقوا ترین آنها هستند.

التماس دعا… یاعلی مدد و خدا نگهدار همه ی شما عزیزان …

  1. معلم می‌گه:

    باسلام
    عالی بود ممنون ازنظرات سازنده شما ،اگریادتان باشد دراول نامه ها ازشما خواستم عنوان نامه هاراتغییردهید، آنهم به این دلیل که ازاین واژه قوم برتر این به دلم راه یافت که خدانکرده درمیان محاورات نام قومی به عنوان قوم برتر برده نشود ،چراکه عواقب بدی داشت وهمانطورکه همگان می دانند مادرگذشته ضربه های زیادی ازاین جریانات خورده ایم وعامل عقب افتادگی شهرستان ما هم همین بوده وهست.که انشاءالله بتوانیم باروشنگری نخبگان جامعه واقداماتی جون اقدام شماازاین بحرانهای خودساخته وبیهوده بیرون رویم ودرنهایت همه برادران وخواهران ایمانی خودم ازتمام اقوام رابه وحدت ودوستی دعوت نموده واستدعای عاجزانه دارم که همگی به همدیگرعشق بورزیم تاخداوند لطف ومرحمت خودراهدیه نمایند.ازشمانویسنده محترم ومدیریت محترم سایت ارزشمندپونه زارنهایت سپاس رادارم.باتشکر

    • یک دوست می‌گه:

      معلم ارجمند و گرامی سلام…
      جنابعالی از ابتدا تا انتهای این نامه ها همراهی زیبا و متفکرانه ای داشتید… ممنونم از این بابت و انشاالله که بتوانیم با تعاملاتی از این دست به یک اجماع و وحدت بی مثال در منطقه برسیم… مطمئنم آسان نیست اما مطمئن تر هستم که غیر ممکن هم نیست…
      به امید تعالی نوع بشر
      التماس دعا و تشکر مجدد از همراهی شما .

  2. همه نامه های شما را مطالعه کردم، جالب بود ولی آیا در عمل هم تاثیری خواند داشت ؟ بله، گفتن و نوشتن آسان است و این حرفها جدید هم نیستند و افرادی که به اختلافات دامن می زنند نیز اینها را خوب می دانند ولی شماها که دوست دارید نقش همگرایی را بازی کنید برای وفاق و همدلی اقوام منطقه کاری عملی انجام دادید؟

    • یک دوست می‌گه:

      نام و نام خانوادگی عزیز سلام
      فکر می کنید عمل از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا خود شما قبل از انجام هر کاری در موردش فکر نمی کنید و تصمیم نمی گیرید؟ این یک امر طبیعی است که عمل متاثر از اندیشه ی انسان باشد و اتفاقا وجه تمایز انسان و حیوان در همین است… پس باید از اصلاح و صلح گفت و نوشت و اندیشید تا به عمل صالح رسید. و باز با شما هم موافقم که گفتن و نوشتن خالی بدون عمل نتیجه ای ندارد.
      چون فرموده اید شماها ، دیگران را نمی دانم اما بنده دوست ندارم نقشی بازی کنم. دوست دارم خودم باشم حتی اگر بد و ناپسند… و اگر از همگرایی حرف می زنم مطمئن باشید به آن اعتقاد دارم. و در مورد کار عملی هم ، شاید شما فکر کرده اید بنده مسئولیت اجرایی در شهرستان دارم که چنین توقعی دارید. خیر بنده یک شهروند عادی هستم و تنها کار عملی که از دستم برآمد همین نامه ها بود و البته نهادینه کردن همین مطالب در وجود فرزندانم که فارغ از هر گرایش قومی رشد کنند و به تعالی برسند…
      ممنونم که وقت گذاشتید و تمامی نامه ها را خواندید… انشاالله تاثیری هرچند کوچک بر زاویه ی دید شما داشته باشد.
      موفق باشید .

  3. باسلام گذشته که یادمان نرفته پس چرا دوباره بقومیت دامن میزنید این همه ضرر وبدبینی بس نیست برادرعزیز همه اقوام عزیزهستند بخصوص برادران عزیز گرجی باز هم بچه بازی فریدونشهر متعلغ بهمه اقوام ساکن است .بازهم دایره راتنگ نمودی وزیر سایت نوشته شده فریدونشهر گرجی این راتوضیع دهید .مطلب بعدی از موضو ع قوم برتر چیزی حاصل نشده تا حساسیتها بیشترنشده این موضوع راعوض کن من که شرم دارم که این جمله قوم برتر رابرزبان بیاورم .ولی عزیزنویسنده شما برای قوم برتر خواهشا دست بردار ازاین موضوع چون منطقه آبسن حودث هست شما دیگر دامن نزن خود دانی

    • یک دوست دیگر می‌گه:

      رابطه ی سواد با فرهنگ کاملا مستقیمه
      می دونین وقتی بین دوتا چیز رابطه ی مستقیم باشه یعنی چی؟؟؟
      یعنی به هر میزان یکیش زیاد باشه اون یکی هم زیاد میشه!!!
      پس با یک بار خوندن متنی که نوشتین متوجه میشیم *

    • پونه زار می‌گه:

      دوست عزیز، شما یک بار یکی از نامه های قوم برتر را می خواندی، بعد با این شدت انتقاد می کردید
      در ضمن ما هیچ کجای سایت ننوشتیم فریدونشهر گرجی

    • یک دوست می‌گه:

      سلام علیکم دوست عزیزی که با عنوان نام و نام خانوادگی متنی انتقادی و البته همراه با غلط های املایی گذاشته اید… اصل و پایه ی این نامه ها با این هدف نگاشته شده که اثبات کنیم قوم برتری وجود ندارد… آن وقت شما چشم بسته و بدون مطالعه ی حتی همین نامه ی آخر بنده را به بچه بازی و دامن زدن به اختلافات قومی و تنگ تر کردن دایره و چنین چیزهایی متهم کرده اید؟؟؟
      عقل حکم می کند وقتی می خواهید به متنی انتقاد کنید بخوانید و بفهمید هدف آن متن چیست؟ خوبی آثار مکتوب این است که می ماند و دیگران قضاوت می کنند… هر ده نامه ی بنده موجود است و متن انتقادی شما هم موجود است… قضاوت هم با خوانندگان عزیز…

  4. سلام علیکم خدمت دوست عزیزم و خسته نباشید. انتقادهای بی موردی بعضی از دوستان به شما داشتند که با متانت پاسخ میدادید و این حرفها باعث نشد از راه اصلی خود دور بمانید افرین به شما و امیدوارم در اینده موفق باشید-در جواب نام و نام خانوادگی که فرمودن راجع به فریدونشهر گرجی توضیح دهید=گرجیها بانی شهر فریدونشهر و بیش از ۹۵درصد جمعیت فریدونشهر گرجی هستند حالا نمیدونم چیه حسادته یا چیز دیگر که حق نداریم بگیم فریدونشهر گرجی! در شهرکرد اقوام مختلفی هستن اما به شهر بختیاریها میشناسیم چون اکثریت بختیاری هستن در استارا بیشتر جمعیت اذری زبانها هستن و کمی هم گیلانی و گیلک اما به شهر اذریها معروفه و دهها مورد دیگه .واقعیتها را بپذیریم و خودمون اول سوادمون رو بالا ببریم که حداقل غلط املایی نداشته باشیم دوم از روی حسادت نظری ندیم .باتشکر

    • یک دوست می‌گه:

      نام و نام خانوادگی عزیز سلام علیکم … شما از همراهان ثابت این نوشته ها بودید و نظرات خوبی هم داشتید. از شما سپاسگزارم و از همراهی شما… در مورد انتقادهایی که به بنده شد نیز طبیعت تضارب اندیشه همین است. نمی شود همه همراه و همسو باشند… مورد دیگر اینکه برای تعالی باید از خیلی چیزها گذشت… ببینید پیامبر گرامی اسلام از زادگاه و محل تولدشان گذشتند و هجرت کردند… حال اگر لازم است ما برای رسیدن به تعالی و اخلاق کریمه ی انسانی و نزدیکی به خداوند متعال از مالکیت هر نقطه ی دنیا هم صرف نظر می کنیم. بدون تردید وعده ی خداوند حتمی است که فرموده اند: ان الارض یرثها عبادی الصالحون … و ما اگر صالح باشیم و عمل صالح داشته باشیم مشمول این وعده ی الهی خواهیم شد انشاالله.
      اکنون آنچه لازم است اینکه دست در دست هم با اتحاد روی کنیم به پیشرفت و توسعه ی شهرستان فریدونشهر. در هر حال از همراهی شما ممنونم… حلال کنید اگر جایی با شما تندی کردم…

  5. بیش از۹۵ درصد فریدونشهر گرجی هستند؟؟ یعنی وحدت اباد حتی ۵ درصد هم نیستند؟ حتما جز فریدونشهر نیستند؟ این خود بزرگ بینی ها سبب اختلافات در شهرستان شده، شما عادت کردید دیگران را به حساب نیاورید خواهشا بدون مطالعه اظهار نظر نکنید.

    • باسلام دوست عزیز بله من معتقدم که بیشتر مردم عزیز شهر ازقوم بزرگ گرجی هستند اما ۹۵درصدنیست چون تعدادی ازفامیلها ازجاهای دیگر آمدند وزبان یاد گرفتند وباوصلت به این قوم نزدیک ترشدند ودرحال حاضرزبان اصلی آنها گرجی هست .بعدش گیریم ۱۰۰درصد ازاین قوم عزیز باشند آخرش دنبال چه چیزهایی هستید نمیدانم. فقط باید به خداوند بزرگ پناه برد واز قران کریم تمسک جست که راه سعادتمندی دراین راه است

  6. سلام به دوست عزیزم شما منو حلال کنید من که نظر دهنده ای حقیر هستم بیشتر کارها رو شما انجام دادید ممنونیم یک دوست عزیز و سلام به دوستان بله میدونستم به این مورد حساس میشید و ربطی به سواد نداره و از عمد گفتم حالا ۹۰درصد فریدونشهر نه ۸۰ درصد فریدونشهر گرجی هستند ایا اکثریت نیستند؟ چطور شد نسبت به درصد اینقدر حساس شدید و ما حق حساس شدن و جواب دادن به سوال شما را نداریم؟ در مورد مثالهای من-شهرکرد واستارا-جوابی ندادید. من میخواستم به خود شما تلنگری زده باشم که شما دوست عزیز میفرمایید این بحثها رو جمع کنید ولی خودتان سوالات بی مورد میپرسید. شما که دم از اتحاد میزنید اگه به فرض ساکن تبریز بودید که اکثرا اذریها هستند و میگن و مینویسن تبریز اذریها شما اعتراض میکردید که نگید شهر اذریها؟ واقعیتها رو بپذیریم تمام.صلوات

  7. باسلام. باتوجه به موارد مطرح درنامه ها که بیان کننده منویات خاص یاافراد خاص با هدف … میباتشد بنده آمدگی خود برای برگزاری مناظره با حضور افراد صاحب نظر وصرفا درحوزه موارد مطرح شده در نامه میباشم .پونه زار عزیز این اعلام راهم درمعرض دید دوستان مخاطب قراردهد وهم به نویسنده محترم نامه برسانند

    • یک دوست می‌گه:

      برادر ارجمند آقای حسین گوگونانی سلام علیکم …
      ۱- به قول شهریار سخن : آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟ … چرا اینقدر دیر اعلام آمادگی می کنید؟ هرچند که همین هم نقطه ی عطفی است و باعث خوشحالی .
      ۲- اصل نگارش این نامه ها مبتنی بر بحث و تبادل نظر یا همان مناظره است که شما فرموده اید و در طول نگارش نامه ها هم شاهد نمونه ی هرچند ناقصی از مناظره بودیم. کافی است نگاهی به نامه ی دوم بیندازید و ببینید همان ابتدای کار در بنده ب نامه ی دوم اعلام آمادگی کرده ام
      بند ب نامه ی دوم : «« ب- بدون تردید نوشته های بنده با کنش و واکنش های مختلفی از سوی هم شهرستانی های عزیزم مواجه خواهد شد و در رد یا تایید مطالب بنده نظراتی را ارسال خواهند کرد. بنده همین ابتدای کار عرض می کنم که تا هرجایی لازم باشد آماده ی بحث و تبادل نظر با مخالفان و موافقان خواهم بود اما چنانچه کسی به بنده توهین کند هیچ پاسخی نه مثبت و نه منفی در قبال ایشان نخواهم داشت. »»
      با این وصف از پیشنهاد شما با کمال میل استقبال می کنم . فقط در نحوه ی برگزاری مناظره شاید هم عقیده نباشیم. چرا؟ دلایلم را عرض می کنم.
      احتمالا منظور شما مناظره ی حضوری است که لزوما می بایست در مکانی عمومی برگزار شود. اما بنده به چند دلیل مخالف این حالت هستم
      الف- در بهترین شرایط شاید حدود دویست نفر شاهد مناظره بوده و از نتیجه اش مطلع شوند… پس از آن نقل سینه به سینه و روایت های حاضرین برای غایبین است که با تحریف ها سر از ناکجا آباد درمی آورد و چه بسا حق را ناحق جلوه می دهد.
      ب- با توجه به حساسیت های موجود در شهرستان ما برگزاری چنین مناظره ای خالی از حواشی و نامه نگاری عده ای به مراکز دولتی و امنیتی جلوه دادن مناظره نخواهد بود و این یعنی درد سر و تنش و محدود تر کردن فعالیت ها.
      ج- حتی اگر بنده و شما با تسلط به اعصاب و گفتارمان در یک مسیر مفید مناظره کنیم هیچ تضمینی نیست افراد حاضر قادر به خویشتنداری بوده و فضای مناظره را به تنش و درگیری نکشانند و این نیز سودی ندارد که هیچ زیان هم خواهد داشت.
      د- با توجه به اینکه سال آینده زمان برگزاری انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا را در پیش داریم ، این احتمال را می دهم که عده ای مناظره ی مد نظر را به عنوان یک میتینگ تبلیغاتی قلمداد کرده و سعی در تخریب چهره ی افراد بکنند.
      ه – مطالب مطرح در مناظره ی حضوری شفاهی است و تضمینی برای استناد به مطالب گفته شده به صورت دقیق وجود ندارد حال آنکه در مناظره ی مکتوب نمی توان نوشته ی خود را انکار کرد.
      بر اساس این دلایل پیشنهاد می کنم در همین فضای نت که مخاطبین آن گاه به هزاران نفر می رسد مناظره را برگزار کنیم. و هرچند از دیده بنده تمامی خوانندگان مطالب صاحب نظر و فهیم هستند اما اگر افراد خاصی مد نظرتان هست می توانید با مدیر سایت در میان بگذارید تا مطالب مندرج توسط بنده و شما را به قضاوت بنشینند…
      اگر با پیشنهاد بنده موافق هستید برای شروع محبت فرموده و آنچه را که در نامه های بنده خوانده اید و به تعبیر شما «« موارد مطرح درنامه ها که بیان کننده منویات خاص یاافراد خاص با هدف … میباشد »» را مطرح کنید و نظر خود را نیز قید کنید… بنده در اسرع وقت پاسخ خواهم داد…
      منتظر پاسخ شما هستم…

      • باسلام خدمت دوستان .نویسنده متنهای زنجیره ای قوم برتر وپونه زارمنظور بنده ازمناظره حتما عمومی نیست ونیازی به حضور اقشارمختلف چه کلی وچه جزی نخواهد بود هرچند که اگرباشند بنده استقبال میکنم اما اگر باآن مخالفت دارید اشکالی ندارزد میتوان درجمع چند نفر محدود یاحتی بنده .شما وپونه زارباشد .هدف بنده از این مناظره قطعا مشاجره نیست بلکه هدفی خیر است چون یقین دارم جمع بندی آن میتواند تنویر افکار مردمی واصلاح فکر برخی مسوولین باشد.حال برنامه ریزی این مناظره میتواند زحمتی باشد برای پونه زار.سپاس

        • باسلام
          برادران عزیز لطفاً ازبیان این فرمایشات وطرح مناظره صرف نظر نمایید.چراکه شهرومردم مابه اندازه کافی ضربه این مباحث بیهوده راخورده اند.وبی تجربه گی بعضی ازآقایان تاکنون صدمات زیادی به شهروشهروندان واردکرده است.

    • پونه زار می‌گه:

      هم نگارنده نامه و هم سایت پونه زار آمادگی کامل خود را برای برگزاری این مناظره اعلام می کنند
      اگر موافق باشید در اسرع وقت صفحه ویژه «مناظره اینترنتی در رابطه با این موضوع» را فعال کنیم
      منتظر پاسختان هستیم…

  8. معلم می‌گه:

    باسلام
    پاسخ متین ومنطقی یک دوست درمورد مناظره وتحلیل موضوع بسیارجالب بود من به نوبه خود ازتیز بینی ودقت نظرنویسنده ومدیرسایت پونه زار تشکر می کنم.

  9. یک دوست می‌گه:

    خدمت مدیر محترم سایت و خوانندگان محترم سایت.

    اخیرا شخصی با نام مستعار یک دوست ذیل اخبار سایت پونه زار نظر می گذارد و متاسفانه لحن مناسبی نیز در نظرات خود ندارد …
    لذا با توجه به اینکه امکان دارد نظرات ایشان مخالف نظرات بنده باشد بدین وسیله اعلام می دارم : اینجانب نویسنده ی نامه های قوم برتر به جز ذیل این نامه ها و پاسخ به نظرات دوستان در این نامه ها هیچ جای دیگری نظری نگذاشته ام و اگر نیاز به نظر دهی در دیگر صفحات و ذیل اخبار باشد از عنوانی دیگر استفاده خواهم کرد. ضمنا این دوست عزیز هم اخلاقا می بایست نام مستعاری غیر از این نام را برای خود انتخاب می کردند که شائبه ای ایجاد نشود.

Go to TOP